خرید بک لینک
گرم آمدی وقتی روی سرت برف ریخته بود تیکه هایی از آمدنت دژاووی میشد در مغزم از وقتی ک فانکشنالیسم مغزم را پیدا کردم دیگر تلاشی برای هازش گرم شدنش نمیکنم تلویحا بلدم کانسپت مغزم را نشان بدهم! اما مشکل از درون که نمیدونه بدونه یا بتونه بدونهچه فرقی داره؟اخرش که با حرکات کیاتیک از بین میره اما الان نباید مغزم به فنا بره هه مغز fuy من حقیقتآ آمدی گرمای تنت اوج تابستان عمرت بود ماینینگ کردن وجودت لای ناخن هایم ورق ورق می شدندبا دیفیکالیتی های مرطوب هه و من احترام گذاشتن به بی عرضگی هایممست نشدننخندیدنفرو نریختنو خیال اینک اگر ناخن هایت به اخرش میرسید الان توی تخت ریشه داده بودن هه و بازم من با پوزخندی که تابع

برچسب: نویسنده: پندار یزدانی تاريخ: پنجشنبه 9 آذر 1396 ساعت: 5:58

صفحه بندی